الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : عبدالله اصغرى )

20

أوضح الشروح في فرائد الأصول ( شرح فارسى بر رسائل شيخ انصارى ) ( فارسى )

مسامحه است ما حصل استدلال مرحوم شيخ در رابطه با مطلب فوق از اين قرار است : حجة در اصطلاح علماء علم منطق همان حدّ وسط است و حدّ وسط اثبات‌گر « اكبر » را براى « اصغر » مىباشد مثلا در قياس ( العالم متغيّر و كلّ متغيّر حادث فالعالم حادث ) اكبر كه حادث باشد بتوسط حدّ وسط كه متغيّر متغيّر باشد براى اصغر كه عالم باشد ثابت شده است . نظر بر اينكه حدّ وسط واقع شدن قطع ناصحيح است و همچنين اثبات‌گر حكم متعلّق خود نمىباشد لذا اطلاق كلمه حجّت بر قطع ، مواجه با نقص فنّى خواهد بود ( دقت فرمائيد ) مثلا شخصى قطع حاصل نموده كه مايع داخل فلان ظرف ، خمر است و حكم خمر « حرمت شرب » است در اين فرض شخص قاطع بلافاصله قياس تشكيل مىدهد : ( هذا المائع خمر و كلّ خمر حرام فهذا المائع حرام ) در اين قياس معلوم است كه « قطع » حدّ وسط ، واقع نشده و حكم متعلق خود را ثابت نكرده است و تنها وجود خمر به وسيله قطع ثابت شده و اما حكم خمر ، خودبخود ثابت شده است و جناب قطع در اثبات حرمت براى خمر ، هيچ نقشى نداشته و تنها وجود خمر را ثابت كرده و ما از طريق ديگر توجّه به حرمت خمر داريم و اگر قرار باشد كه « قطع » حدّ وسط واقع شود بايد بگوئيم ( هذا المائع مقطوع الخمريّة و كلّ مقطوع الخمريّة حرام فهذا المائع حرام ) چنين قياسى خلاف واقع است و كبرى واضح الكذب است چه آنكه « حرمت » متعلق به ذات خمر است نه به مقطوع الخمريّه . بنابراين « قطع » هرگز حدّ وسط واقع نمىشود و نمىتواند حكم متعلق خود را ثابت نمايد و لذا اطلاق كلمه « حجّت » بر « قطع » ناروا خواهد بود و امّا بقيه امارات ظنّى هركدام حدّ وسط واقع مىشود و حكم متعلق خود را ثابت مىنمايد و لذا در اطلاق كلمه حجّت بر آنها تسامح و نقص فنّى وجود ندارد . مثلا دليل ظنّى معتبر ( خبر واحد ) به خمريّت مايع داخل فلان ظرف دلالت نموده است و مكلّف نسبت به وجود خمر ظنّ و گمان دارد و همين ظنّ ، حدّ وسط واقع مىشود و حكم متعلق خود را ثابت